سيف بن محمد سيفى هروى

157

پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )

[ 719 ] شاهزاده يسور در جواب ، ملك قطب الدين را به وعده‌هاء خوب ترغيب كرد . [ 721 ] ملك قطب الدين ، از دليران اسفزارى شادى فراش را با هژده تن ديگر نامزد كرد تا حصار عبقل را بگيرد . قضا را كوتوالان حصار عبقل باخبر بودند ، آن جماعت را كه به حصارگيرى آمده بودند ، بگرفتند [ 722 ] و چون امير على خططاى كه به حكم ملك غياث الدين در اسفزار حاكم بود ، از تخلف ملك قطب الدين آگاه شد ، با تمام خدم به پاى حصار رفت و شرايط محاصره و دربندان به جاى آورد . ملك قطب الدين روز ديگر به ملك ينالتكين فراه‌نامه نوشت ، [ 723 ] كه ملك بايد در اين قضيّه نصير و ممّد من باشد و لشكرى به زودى بفرستد . [ 724 ] ملك ينالتكين [ در جواب ] نوشت كه دل قوى دار كه با لشكرى چون كوه آهن و درياى موج‌زن مىرسم ، تا به اتفّاق يكديگر كينهء چندين سالهء خود را از سپاه غورى و هروى بخواهيم . چون خبر مخالفت ملك قطب الدين به ملك غياث الدين رساندند ، روى به حضار ، چون ملك معظم شمس الدين امير ورنه و سراج الدين على [ 725 ] و مولانا صدر الدّين قاضى و مولانا ناصر الدين عبيد اللّه و سعد الدين حكيم و غياث الدين بهرام و ناصر الدين ايلچى خواجه و خواجه عزيز و خواجه شهاب و امير بهاء الدين رزه و ناصر الدين طغرل فوشنجى كرد و گفت كه به حمد اللّه كه نقض عهد و ميثاق از طرف ملك قطب الدين بود ، نه از جانب ما . پيش از آنكه از فراه و سجستان لشكرى به مدد و معاونت او به اسفزار آيد ، مصلحت در آن است كه به طرف اسفزار حركت كنيم . و اشارت راند تا صدر خواجه شهاب نامه‌اى در قلم آورد كه امير على خططاى و زعما و اكابر خطّهء اسفزار بايد كه انديشه به خود راه ندهند ؛ ما [ 726 ] از عقب مكتوب با سپاه بىحد مىرسيم . امير على خططاى مبتهج گشت . روز ديگر هزار سوار از شهر هرات به مدد او آمد و تا آمدن ملك غياث الدين به اسفزار سه كرت با ملك قطب الدين حرب كرد و مرد بسيار از جانبين به قتل رسيد . 128 . فتح ملك غياث الدين بر ينالتكين و گرفتارى فراهيان در رجب سنه مذكور ، ملك غياث الدين با سپاهى [ 727 ] از شهر هرات بيرون آمد و عنان عزيمت بر سمت خطهء اسفزار تافت . روز ديگر به وقت طلوع آفتاب در يك فرسنگى اسفزار نزول فرمود . [ 729 ] بفرمود تا ادوات و آلات حصارگيرى چون عراده و خرك و نردبان و كلنگ و بيل و تبر و تيشه گرد كنند و لشكر از جوانب حصار صف بركشند .